در حالی که تنها 2 روز تا انتخابات ریاست جمهوری سوریه باقی مانده است، حضور مردم در مراکز تبلیغات انتخاباتی چهره متفاوتی در این کشور ایجاد کرده است.

نورنیوز-گروه بین‌الملل: قرار است، انتخابات سوریه روز بیست و پنجم می برابر با پنجم خرداد ماه سال جاری در تمامی شهرهای سوریه برگزار شود. البته به جز اندک مناطقی که در اختیار گروه‌های تروریستی قرار دارد. محمود مرعی، بشار اسد و عبدالله عبدالله نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سوریه هستند.

از سال 2014 تا کنون این دومین انتخابات ریاست جمهوری در سوریه است. با تمام فشارها برای اعتبار زدایی از این انتخابات یا بی اهمیت دانستن و ایجاد تردید در نتیجه و فرایند آن باید گفت که نوع و چگونگی برگزاری این انتخابات در معرض توجه قرار دارد.

واشنگتن و غرب این انتخابات را در حالی زیر سوال می‌برند که همزمان ساختار امیرنشین‌های عربی و پادشاهی سعودی را یک حق طبیعی می‌دانند و در برابر رژیم‌های عربی که بدیهی‌ترین مصادیق و تعاریف دموکراسی را سرکوب می‌کنند نه تنها سکوت کرده‌اند بلکه از آن هم حمایت می‌کنند. دست کم اصلی ترین موازین برگزاری یک انتخابات در منظر تعریف غربی در سوریه وجود دارد.

حضور مردم سوریه در مراکز تبلیغات انتخاباتی در دمشق و تمامی شهرهای سوریه به این کشور آشوب زده چهره‌ای متفاوت داده است. کشوری که هنوز هم پیامدهای خرابی و جنگ را به همراه دارد و از سویی قانون سزار نیز بشدت آن را تحت تأثیر قرار داده است. گویا فراتر از مشارکت در انتخابات درک درست و مناسب شهروندان سوریه از تحولات منطقه و نیز سناریوهایی است که برای این کشور پشت سر هم پیاده می‌شد. بی تردید در میان شرکت کنندگان در انتخابات کسانی هم هستند که در روزهای آغاز فعالیت گروه‌های تروریستی در سوریه تصور می‌کردند که یک روند اصلاح گرایانه در حال شکل گیری است.

شهروندان سوری و عراقی بیش از هر ملتی وحشیگری و ناامنی انفجار عملیات انتحاری را درک کرده‌اند، که ترکیبی از آبشخور فکری وهابیت و تکفیری با حمایت سیاسی و مالی آمریکاست. این بار نیز تلاش می‌شود تا با ممانعت از ایجاد یک روند مسالمت آمیز و دموکراتیک زمینه برای بازگشت داعش فراهم شود. تمام انگیزه تروریسم در سوریه تلاش برای تضعیف یکی از اصلی ترین حلقه‌های محور مقاومت بوده است. تحولات چند ماه گذشته در حوزه جغرافیایی مقاومت بگونه‌ای بود که شاید بار دیگر برای برخی، ارزیابی‌های اشتباهی را به همراه داشت. مانند آنچه که در آغاز بحران سوریه و جنگ یمن اتفاق افتاد. دیدگاه‌های شتابزده ای که تصور می‌کردند که سوریه در هفته‌های آغازین سقوط می‌کند و یمن نیز در طوفان قاطعیت در هفته اول نابود خواهد شد. رویکرد سیاسی ترامپ نسبت به سیاست‌های منطقه‌ای به ویژه درباره سرزمین‌های اشغالی که با شتاب جنون واری پیش می‌رفت این اشتباه راهبردی را نیز برای دوستان آمریکا در منطقه ایجاد کرد که تقریباً همه چیز تمام شده است.

از این رو برخی از این کشورهای عربی تمامی داشته‌های خود را در سبد ترامپ گذاشتند و حتی از ساختار سیاسی آمریکا و احزاب و جریان‌های دیگر نیز فاصله گرفتند.

اگرچه ترامپ تلاش می‌کرد از عادی سازی روابط با اعراب یا به عبارتی بهتر رسمی شدن عادی سازی و طرح‌هایی مانند طرح الحاق کرانه باختری، معامله قرن و انتقال سفارت به عنوان یک مصرف داخلی و برگه انتخاباتی هم برای خود و هم برای نتانیاهو استفاده کند اما تحولات بعدی چیز بر خلاف آن را نشان داد.

این تحولات و عدم واکنش جدی در برابر آن از سوی دیگر رویدادهای منطقه‌ای باعث شد تا برخی گمان کنند که پرونده فلسطین و منطقه و به طور کلی حلقه تکمیلی مقاومت برای همیشه از میان رفته است.

اما در روزهای گذشته اتفاق مهمی افتاد که می‌توان از آن به عنوان یک فصل جدید تاریخ مقاومت یاد کرد فصلی که به یک نقطه تکمیلی در جغرافیای متفاوت فلسطین و مقاومت شناخته خواهد شد و آغاز متلاشی شدن جامعه صهیونیستی است.

بنابراین می‌توان گفت برگزاری انتخابات در سوریه که به عنوان یک حلقه اصلی محور مقاومت هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داشت در کنار فرایند میدانی بی نظیر مقاومت آن هم بعد از تمامی اقداماتی که برای ناامیدی ملت‌های عربی و اسلامی از سوی ترامپ انجام شده بود، احیای دوباره مقاومت در عرصه سیاسی است بگونه ای که می‌توان گفت امروز ابتکار عمل میدان و سیاست در اختیار مقاومت است.

مهر

ارسال نظر

آخرین اخبار

پربازدید ها