یک قرارداد با توجه به ماهیتش از حیث لازم و جایز بودن سرنوشت متفاوتی پس از مرگ طرفینش خواهد داشت. اگر قرارداد لازم باشد پس از مرگ طرفین باقی و معتبر است و اگر جایز باشد پس از مرگ و جنون طرفینش از بین رفته و به پایان می‌رسد.

نورنیوز-گروه جامعه: هر چیزی که تا قبل از مرگ‌ یک فرد در مالکیت اوست  با فرا رسیدن مرگ وی دیگر اموال او نخواهد بود. اما آیا مرگ، پایان قرارداد های شخص نیز هست؟

قرارداد های مختلف از زمانی که بین طرفهای قرارداد بسته می شوند تا زمانی که فسخ شوند یا به هر دلیل دیگر از بین بروند معتبر هستند.

هر قراردادی اعم از معین یا نامعین، لازم و جایز تا زمانی که پایان نیافته معتبر است. اما سوال این است که پس از مرگ تکلیف اعتبار قرارداد و تعهداتی که به خاطر آن به وجود آمده چیست؟ آیا با مرگ یکی از طرفین یا همه آن ها قرارداد از بین می رود یا همچنان به قوت خود باقی است؟

عقود یا قرارداد ها را می توان از جنبه های متعدد و مختلفی تقسیم بندی کرد. یکی از  انواع تقسیم بندی، تقسیم عقود به "لازم و جایز "است. 

عقد لازم، عقدی است که فقط با تمسک به حقوق قانونی می توان آن را فسخ نمود. به عبارت دیگر، عقد لازم عقدی است که نمی توان به دلخواه و بدون حق فسخ قرارداد از آن خارج شد.

اصل در قانون مدنی" لازم" بودن عقود است. منظور این است که تمام عقود در حالت کلی لازم هستند مگر این که قانون صراحتا یا تلویحا بگوید که جایز می باشند.

"عقد جایز" عقدی است که طرفین بدون داشتن حق فسخ هر گاه که بخواهند می توانند آن را بر هم بزنند.

آنچه از تقسیم بندی بالا در مورد اعتبار عقود پس از مرگ می توان نتیجه گرفت این است که عقود جایز با فوت و جنون طرفین قرارداد باطل می شود.

یعنی در یک قرارداد جایز اگر یکی از طرفین دیوانه شود یا فوت کند قرارداد  باطل خواهد شد. 

نمونه بارز و شاخص یک عقد جایز، وکالت است. در عقد وکالت هر کدام از وکیل و موکل که بخواهند قرارداد را فسخ کنند بدون دلیل دیگری می توانند این کار را انجام بدهند.

در این قرارداد هر کدام از وکیل و موکل که دچار جنون شوند یا فوت کنند قرارداد باطل می گردد.

نکته بسیار مهم این است که عقود جایز را نیز می توان در یک عقد لازم خارج جای داد و به نوعی آن ها را تبدیل به عقد لازم کرد. 

این بدان معنی است  که طرفین قرارداد دیگر نمیتوانند مانند عقد جایز با آن رفتار کنند و هر گاه بخواهند می توانند آن را فسخ کنند

نمونه این اتفاق را معمولا در وکالت هایی که اصطلاحا وکالت بلاعزل نامیده می شود می توان دید. از آنجا که می دانیم وکالت عقد جایز است پس در نگاه اول وکالت بلاعزل بی معنی می نماید اما اگر ضمن عقد لازم خارجی، شخص، حق عزل وکیل را از خود سلب کند دیگر نمی تواند وکیل را عزل کند مگر این که خود وکیل سر اتمام وکالت با موکل توافق کند.

در این بخش به عنوان نمونه یکی از قرارداد های مهم یعنی اجاره را بررسی می کنیم تا ببینیم وضعیت اعتبار قرارداد بعد از فوت در اجاره چگونه است.

علی القاعده با فوت موجر قرارداد اجاره باطل نمی شود و مستاجر می تواند تا پایان قرارداد اجاره در ملک حضور داشته باشد.

البته این قاعده دو استثنا هم دارد. اول این که در قرارداد اجاره به مدت عمر مالک مقید نشده باشد، زیرا در این صورت با فوت موجر اجاره فسخ می شود. دوم این که شرط مباشرت مستاجر مطرح شده باشد که با فوت مستاجر قرارداد باطل می شود.

در خصوص مبایعه نامه نیز این پرسش مطرح است که آیا بعد از فوت فرد، مبایعه نامه باطل می شود؟

مبایعه نامه یک سند عادی است که در صورت مخدوش نشدن نزد دادگاه، معتبر و محترم است. پس در صورتی که طرفین قرارداد مبایعه نامه یا یکی از آن ها فوت کند، قرارداد معتبر است و باطل نمی شود و ملکیت آن  به ورثه منتقل می شود.

اما قولنامه همانطور که از نامش بر می آید، یک قرارداد قطعی نیست! وعده ی انجام یک قرارداد در آینده است، لذا جایز است و از آنجا که جایز است پس از مرگ طرفین قابل اعتبار و استناد نیست.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار

پربازدید ها